بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سیمای فولادمحله

 

باپیشینه ای ۷۵۰۰ ساله با گویش و فرهنگ مازندرانی درمیان رشته کوههای البرز   

 

 سید رضی موسوی فولادی

 

 

شناسایی اماکن تاریخی و گردشگری فولادمحله

 سکونتگاهها و سیمای آن در گذر زمان

 زندگی نامه علمای فولادمحله

تاریخ تعلیم و تربیت در فولادمحله

جغرافیای فولادمحله

تاریخ فولادمحله

آداب و رسوم

لغات و کلمات اصیل

اصطلاحات محلی

 

کلیه حقوق برای نویسنده وبلاگ محفوظ است

 

با نظرات سازنده خودتان ما را در ارائه کیفی و کمی مطالب یاری نمایید . با تشکر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در یکشنبه هفدهم مرداد 1389 و ساعت 14:58 |

 

شناسایی اماکن  تاریخی و گردشگری فولادمحله

    ارزش تاریخی هر ناحیه ای به قدمت تاریخی آن ناحیه بستگی دارد هرچند جای جای کشور پهناورایران دارای ارزش تاریخی است ولی این ارزش  تمامی نواحی کشور را شامل نمی شود بسیاری از شهرها و روستاها به دلیل شرایط اقلیمی، راهها و نفوذ سیاسی  در صده های اخیر به وجود آمده است و از تمدن گذشته تهی است .

   براساس سندهای تاریخی وکاوشهای میراث فرهنگی در" قبرستون سر" ،  قدمت فولادمحله به 5500 سال قیل از میلاد بر می گردد که این قدمت سخنهای زیادی از تمدن و شکوفایی فولادمحله در گذشته های دور و نزدیک دارد . قبرستون سر که در داخل فولادمحله کنونی واقع شده است با تخریب آن در چند سال گذشته  و همچنین تخریب آتشکده که در وسط آن واقع بود به تلی از خاک در آمده است گفتنی است قبرستون سر از اماکن تاریخی است که در آینده ای نزدیک در سازمان یونسکو به ثبت خواهد رسید   .

   به غیر از قبرستون سر اماکن تاریخی زیادی را می توان در فولادمحله مشاهده نمود که مهمترین آنها عبارت است از:

1-      تپه کورمیش بالا  ( 8 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

2-      تپه گنجی 1 و 2 کورمیش ( 8 کیلومتری شمال شرقی فولادمحله) ،

3-     محوطه باستانی چیروار( 5/1 کیلومتری شرق فولادمحله )

4-      تپه باغچه «تسوا» ( 6 کیلومتری شرق فولادمحله )

5-      محوطه کترنو ( 5/7 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

6-       تپه زرشک او 1 و 2 ( 5 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

7-      گد ده  ( 3 کیلومتری شمال فولادمحله )   ،

8-      قلاع عماددره ( 5/2 کیلومتری شمال فولادمحله )  ،

9-      تپه دربندی 1 و 2  ( 4 کیلومتری غرب فولادمحله )

10-  تپه سی بن ( 5/7 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

11- تپه هلی کبرک ( 7 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

12- تپه رباط ( 8 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

13- محوطه چیدین ( 3 کیلومتری شرق فولادمحله )

14- تپه گندل تول ( 7 کیلومتری شرق فولادمحله )

15-  تپه گندل آباد ( 5/4 کیلومتری شرق فولادمحله )

16- گنج تپه کترنو ( 5/7 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

17- تپه اسپ داربن 1 و 2 ( 7 کیلومتری شمال شرق فولادمحله )

18-  تپه دروازه سر یا دریم قلی  ( داخل محل )

19-  زیارت سر ( 7 کیلومتری شمال فولادمحله )  

   به غیر از دریم قلی تمامی اماکن فوق  در حال حاضر به دلیل قدمت زیاد آنان( قبل از حکومت زندیه)  تلی از خاک گردیده  واین اماکن بیشتر مورد تعرض و تخریب سودا گران در آمده است .

 

     از لحاظ چشم انداز طبیعی ، دشت فولادمحله که تقریبا دور تا دور آن را کوههایی بلند  با پوشش مرتعی ،  درختچه ،  درختان سوزنی برگ ارس و گاها در دره های شمالی درختان پهن برگ فرا گرفته است باعث گردید که از مناطق زیبای گردشگری به شمار آید . بیشتر اماکن تاریخی فوق در کنار خود ، چشمه آبی را دارد و مکان مناسبی برای استراحت و گذراندن اوقات فراغت می باشد .

ازمهمترین اماکن گردشگری در فولادمحله می توان به موارد زیر اشاره کرد .  

1-     امامزاده تاج الدین ( 5/1 کیلومتری شمال فولادمحله  ) این مکان علاوه بر مکان زیارتی دارای چشمه آب و فضای سبز  و امکانات جزئی جهت  استراحت برای هم وطنان و مسافرین عزیز می باشد . در کتابهاب تاریخی آورده اند که این امامزاده با فرزندش طاهر برای جمع آوری هم پیمانان خود جهت جنگ با مخالفین خود از مازندران به فولادمحله آمدند که در تعقیب دشمنان خود قرار گرفته و در فولادمحله به شهادت رسیدند .    در سالهای گذشته دور مزار این امامزاده دیوار کوتاهی بوده که توسط مردم زیارت می شد . در دهه ۶۰ با همت اهالی ومحمد علی فولادی بنای جدید آن به صورت مدور با گنبد ساخته و در حال حاضر هم برای گسترش صحن و مسجد برنامه هایی تدوین گردید .  متولی این مکان مذهبی آقای محمد علی فولادی است

 

2-      تنگه آسیاب سر ( 2 کیلومتری شمال فولادمحله  ) این منطقه که در داخل دره واقع شده است دارای سد خاکی -درختان زیاد با نهر آب  و همچنین دارای آسیاب های قدیمی و مکان تاریخی گد ده می باشد . و مابین امام زاده تاج الدین و امام زاده ابراهیم قرار گرفته است . 

 

3-     زیارت سر (امام زاده ابراهیم ) ( 7 کیلومتری شمال فولادمحله )  این منطقه که در ارتفاع حدود 2500 متری در کنار جنگلهای سرسبز مازندران قرار گرفته از اماکن گردشگری بسیار مهم منطقه فولادمحله و روستاههای چهار دانگه ساری می باشد . رفتن به این گردشگاه با وسیله نقلیه از تنگه زیبای عماددره فولادمحله انجام پذیر است و سالانه در فصل تابستان خانواده های زیادی شب و روز را در کنار امام زاده سپری می نمایند .داشتن برق سراسری از محاسن این زیارتگاه است .

این امامزاده که منتسب به فرزندان امام موسی کاظم(ع)می باشد از ارزش و حرمت ویژه ای نزد مردمان منطقه برخوردار است  . قدمت بنای فعلی آن مشخص نیست ولی آخرین نوسازی بنای آن براساس سنگ نوشته توسط محمد صفی ومیرزا فولادی و بدستیاری استاد ابوطالب به ۲۶۴ سال پیش ( ۱۱۶۷ قمری )برمی گردد . بنای این امام زاده دارای یک راهرو و مکان زیارت که گنبدی است  و دو اطاق با سقف مسطح  و یک انبار با امکانات نسبتا خوب می باشد .  اطراف امامزاده چمن زار و متصل به جنگل واوسر و"کوه چهار نو" ( مرتفع ترین کوه این منطقه با ارتفاع 2882 متر ) است .  متولی این مکان مذهبی آقای علی بابا ایمانی می باشد  .

در گذشته مردمان روستاهای این منطقه ( فولادمحله ، واوسر ، تیله بن ، بالاده ، قلعه ، پایین ده ، تیلک ، اراء و ... ) پس از برداشت محصولات کشاورزی به همراه خانواده های خود  به زیارت سر « امامزاده ابراهیم » آمده و 2 الی 3 روز در اطراف امامزاده اطراق می نمودند و به بازیهای محلی ، مسابقات پهلوانی و اسب دوانی می پرداختند .  

برگرفته از کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله   تالیف سید رضی موسوی فولادی

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در دوشنبه یازدهم مرداد 1389 و ساعت 13:7 |

   

 

سکونتگاه ها و سیمای آن در گذر زمان 

       سکونتگاههای فولادمحله را می توان به دو دوره اصلی تقسیم کرد 1- دوره قبل از حکومت زندیه  2- دوره بعد از حکومت زندیه

    در دوران قبل از زندیه مردم در داخل دره ها و کوههای اطراف فولادمحله کنونی  از قبیل گد ده – عماددره – دگاه – نظا آرون – سیگ – اسپی دار – کتر نو – کورمیش- چی دین و .... زندگی می کردند که سبک ساختمانها درجاهایی مثل "گد ده " که در دامنه کوه قرار داشتند ، معمولا از دو طبقه که از فضای طیقه پایین برای دام و علوفه و قرار دادن  وسایل کشاورزی سنتی و از طبقه بالا برای سکونت خودشان استفاده می نمودند . خانه ها معمولا از تعداد اتاقهای محدود و حتی تک اتاقی بودند . بر بالای هر اتاق یک روزنه ای به نام " لوجم " برای نور گیر ایجاد می کردند . اتاق ها دارای یک درب و یک پنجره کوچک بوده اند .هراتاق دارای یک اجاق برای پخت غذا به نام " کله " بوده که از آتش هیزم آن برای کرسی اتاق هم استفاده می شد . دیوار ها حدودا با عرض یک متر و ارتفاع 5/2 متر  ازخشت خام و سقف آن را از تنه درخت " ارس " می پوشاندند کوچک بودن اتاقها و درب و پنجره بیشتر به خاطر گرم نگه داشتن اتاقها در فصل بسیارسرد زمستان بوده است . کوچه های آن تنگ و نامنظم و میدان آن که برای گفتگوها ، برگزاری مراسمهای مختلف عبادی و اجتماعی و ... بوده است در یک جای بلند  خارج از سکونتگاه قرار داشته است .  شغل افراد ساکن در سکونتگاهها کشاورزی  و دامداری و در تهیه مایحتاج زندگیشان  خود کفا بودند . محل نگهداری دامها در دل کوهها و دره ها و کشاورزی آنان در پایین دامنه ها در دشت نسبتا هموار بوده است . ساختار فیزیکی سکونتگاههایی مانند "چی دین "  که در جای مسطح قرار داشت متفاوت از سکونتگاههای دامنه ای بود اینگونه روستاها دارای یک میدان در مرکز خود بوده که تمام کوچه ها وصل به این میدان که محل اسکان بزرگان مذهبی و حاکمان وقت بود می شد  وتمامی داد و ستد در داخل میدان انجام می گرفت . مهمترین مشکلاتی که این سکونتگاهها داشتند نداشتن امنیت از یورشهای  شمالی بوده است که در بیشتر مواقع اموال و دارایی های آنان توسط  ترکمنها به غارت می رفت .

   دوره دوم که در زمان زندیه و پس ازآن به وقوع پیوست معروف به عصر شیخ فاضل و دوران طلایی فولادمحله است . شیخ فاضل که حیات او مصادف بود با حکومت کریم خان زند ، تحصیلات علوم دینی خود را در شهر اصفهان فرا گرفت و پس از سالها به موطن خود برگشته و با بهره گیری از مکتب اصفهان « که در زمان صفویه به اوج شکوفایی خود رسیده بود» تحولات زیادی رادر فولادمحله به وجود آورد .  اولین کاری که انجام داد ساخت قلعه به نام  "نوقلی " در شمال فولادمحله کنونی جهت بالابردن امنیت سکونتگاه که موثر واقع نگردید وپس از آن اتحاد قبایل که در دهکده های اطراف فولادمحله کنونی سکنی داشتند و انتقال سکونتگاه آنان به یک مکان برای ایجاد امنیت و مقابله با یورشهای ترکمنها بود . مکانی که شیخ فاضل در نظر گرفته بود تپه ای بود مدور در وسط دشت که اطراف آن را آب و نیزار فرا گرفته بود . طبیعی بودن تپه مورد سوال است ولی به نظر می رسد قبل از سکونت ، قبایل تپه را به وجود آوردند . دور تپه را خندقی کنده و پشت آن را حصار نمودند و دو درب و دو پل یکی به سمت شرق که به طرف زمینهای چیروار و دیگری به سمت شمال غربی به سمت زمینهای بالارودبار که از مراکز مهم کشاورزی بودند قرار دادند وبدین صورت با کشیدن پل ها و بستن درب ها در مقابل یورشها خود را ایمن ساختند . اسم این قلعه معروف گشت به  " دریم قلی " یا "درمی قلی "یعنی قلعه ای که در آن زندگی می کنیم   . کارهای مهم دیگری که شیخ فاضل انجام داد ساختن حمام خزانه ای ، ساختن مسجد ، تاسیس حوزه علمیه ، حفر قناتها ، تعیین مالکیت و تقسیم آب چشمه ها ، تعیین میدان و بازار در خارج از قلعه برای داد و ستد تجاری ، ساختن کاروانسرا در خارج از قلعه می باشد. رونق کشاورزی در حد بسیار بالای واین منطقه قطب مهم صادرات غلات به سمنان و دامغان به شمار می رفت .  خانه هایی که در داخل قلعه ساخته بودند از یک نظم خاصی تبعیت می نمود ، تپه به چند منطقه « زونینگ » تقسیم شده بود هر قبیله در داخل یک منطقه سکنی گرفته بود ند. خانوارهای هر منطقه دارای حیاط - وسایل کشت وکار - آسیاب دستی و تنورمشترک بودند . کوچه ها از بالای تپه به پایین تپه کشیده می شد و این کوچه با کوچه های مدور دور تپه تلاقی می گردید کوچه هایی با عرض بیشتر برای عبور حیوانات در نظر گرفتند و بدین طریق دسترسی به سکونتگاهها  راحت بود . خانه ها از خشت خام درست می شد. از آنجایی که تپه فاقد استحکام لازم بود در داخل دیوارها  تنه درخت ارس که در شرایط مطلوب مقاومت چند صد ساله را دارد قرار می دادند و بدین صورت اتاقها را با تنه درخت ارس اسکلت بندی می کردند .  سقف اتاقها راهم با تنه درخت ارس "و سرشاخه های درخت ارس ( تجه ) که به وفور در دامنه کوهها رویش داشت " می پوشاندند . خانه ها یی که در بالای تپه و پایین تپه قرار داشتند اغلب دو طبقه بوده که طبقه بالا برای سکونت و طبقه پایین برای نگهداری دام ، علوفه و وسایل اضافی منزل مورد استفاده قرار می دادند خانه هایی که در دامنه تپه قرار داشتند به دلیل عدم استحکام یک طبقه و پشت بام خانه های پایین دست حیاط منازل بالادست بوده است .  اندازه اتاقها به دلیل سرمای زمستان کوچک با پنچره های کوچک و مشبک ودارای نور گیر در سقف اتاقها ( لوجم ) بوده اند . هر اتاق دارای یک اندرونی بود که آذوقه و وسایل آشپزخانه در آن نگهداری می شد خم یا خمره که با گل و آهک به ارتفاع یک متر به صورتی که آب در آن نفوذ نکند برای ریختن آرد و گندم در آن قرار داشت   . در داخل هر اتاق کنار درب ورودی یک سکوی یک متری به نام " خرزین " بوده که وسایل آشپزی و کوزه آب و دیگر وسایل را روی آن قرار می دادند در کنار خرزین اجاق پخت و پز به نام " کله " بود که دود آتش آن از داخل دیوار اتاق به بیرون هدایت می شد و در فصل زمستان از آتش آن برای گرم کردن کرسی که در وسط هر اتاقی بود استفاده می نمودند . با گذر زمان و افزایش تدریجی جمعیت ، فضاهای خالی تپه تبدیل به فضای مسکونی شده تاجایی که به علت کمبود فضا  بر روی بعضی ازکوچه ها با زدن طاق اتاق درست می شد و در اواخر حکومت قاجار وبا به وجود آمدن امنیت نسبی  شاهد انتقال استبل وجایگاه دام در خارج از قلعه و همچنین ساخت منازل در بیرون از قلعه یکی در قسمت شمال قلعه ( سیدا مله ) و دیگری در سمت شرق تپه ( النگ دله )  بوده ایم که این ساخت و سازها تقریبا متفاوت از قبل بوده است به دلیل مسطح بودن زمین و فضای زیاد ، محیط مسکونی هر شخص دارای ایوان وچند اتاق مسکونی ، انبار و طویله و حیاط با دروازه های بزرگ بوده است . اتاقها به نامهای " درمی خانه " ( خانه ای که در آن زندگی می کنیم) مهمون خانه، بالا خانه ، پایین خانه ، کنار خانه معروف بود . در این میان منازل دو نفر از علما به نامهای آیت ا... سید مصطفی موسوی و مروج الاحکام آقاسید محمد موسوی علاوه بر اتاقهای متعدد ،دارای یک ایوان بزرگ ، معروف به حسینیه بوده که در آن مراسم مذهبی انجام و  دروس علوم دینی تدریس می شد . در دوران پهلوی اول اکثر منازلی که ساخته شد خارج از قلعه و با خشت خام وسقف آن مسطح وپوشیده از تنه درختان تبریزی و بید بوده و منازلی که ساخته می شد رو به سمت جنوب با یک ایوان و چند اتاق با حیاط مجزا بوده است . دوره پهلوی دوم که دوره تخریب قلعه وگسترش سکونتگاه اطراف قلعه است مردم به دلیل نامناسب دیدن سکونت بر روی تپه شروع به ساختن منازل در جاهای مسطح اطراف تپه نمودند و با گرفتن چوبهای سقف خانه های داخل قلعه عامل تخریب منازل پلکانی بسیار زیبا و تاریخی شدند . در اواخر حکومت پهلوی دوم و انقلاب اسلامی   آجر ، آهن ، گچ ، سیمان و...  وارد ساخت و سازها شده و به تدریج جای خشت خام و سقفهای چوبی  مسطح را گرفت . منازل در این دوره تابع ساخت و سازهای شهری واکثرا با سقفهای شیروانی ساخته می شود  .

 برگرفته از کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله    تالیف سید رضی موسوی فولادی

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در یکشنبه دهم مرداد 1389 و ساعت 12:26 |

 

زندگینامه علمای دینی فولادمحله

     با اخراج سادات دوازده امامی از مدینه توسط حاکم وقت و مهاجرت  پدرآیت ا... میرصالح موسوی از مدینه منوره به استرآباد ( گرگان کنونی ) آیت ا... میر صالح پس از چندی تصمیم به بازگشت به مدینه را گرفت در راه بازگشت از استر آباد به مدینه به دلیل نا امن بودن شهر مدینه برای سادات علوی و از طرفی درخواست مردمان این منطقه در روستای فولادمحله سکنی گزید  و از آن پس مردم فولادمحله و حومه آن از برکات وجود سادات علوی و علمای دینی بهرمند شدند و احترام خاص و ویژه ای به خانواده سادات می گذاشتند .این حضرات که فراگیری علوم دینی در خانواده آنها موروثی بود ، فرزندان خود را پس از یادگیری علوم مقدماتی در نزد خود ،  برای دوره های تکمیلی به نجف اشرف می فرستادند . آیت ا... میر حسین موسوی ( معروف به گت کل میر حسین )   فرزند آیت ا... میر صالح ، حجت الاسلام آقا سید رضا ( معروف به گت آقاسید رضا ) فرزند آیه ا... میر حسین موسوی ، آیت ا...  سید مصطفی موسوی ( معروف به آقاسید مصطفی ) و برادرش حجت الاسلام سید محمد موسوی ( معروف به آقاسید محمد ) فرزندان حجت الاسلام گت آقا  سید رضا و حجت الاسلام  سید رضا موسوی فرزندان آقاسید محمد از جمله علمایی هستند که دروس تکمیلی خود را در نزد علمای تراز اول شهر نجف گذرانده اند . مروج الاحکام و المجتهدین آقاسید محمد که تحصیلات تکمیلی را در نجف اشرف گذرانده بود از شاگردان آیت ا... آقاسید ابوالحسن اصفهانی بود که با بازگشت خود به فولادمحله علاوه بر ترویج احکام دین مبین اسلام به عنوان حاکم شرح منطقه بوده است .  آیت ا... آقاسید مصطفی که از علمای تراز اول مازندران به شمار می رود تحصیلات مقدماتی را در ساری ومشهد وتحصیلات تکمیلی را در حوزه علمیه نجف گذراند ایشان از شاگردان آیت ا... آقاسید ابوالحسن اصفهانی و هم مباحثه ای آیت ا... بروجردی ُ آیت ا... کوهستانی و آیت ا... بنافتی به شمار می رفت اقاسید مصطفی که از مدرسان حوزه علمیه نجف بودند در اواخر عمرشان به زادگاه خود فولادمحله مراجعه و در سال ۱۳۲۱ شمسی درگذشت . حجت الاسلام سیدرضا که از او در مازندران و نجف به نام سیدمحمد رضا مازندرانی یاد مینمودند از شاگردان آخوند خراسانی و داماد آیت ا... نوری بوده است او که به درجه اجتهاد رسیده بود از مدرسان بنام حوزه علمیه نجف به شمار می رفت و شاگردان بنامی راتربیت نمود او در سال ۱۳۳۰شمسی درسن ۴۰ سالگی درگذشت و در نجف اشرف در بارگاه حضرت امیر المومنین به خاک سپرده شد . حجه الاسلام سید مرتضی موسوی علوم مقدماتی  را نزد عموی خود گذراند و زمانی که در نجف اشرف به تحصیل مشغول بود با سفری که به فولادمحله داشت دعوت حق را لبیک گفت ودر فولادمحله به خاک سپرده شد .  حجت الاسلام سید مهدی موسوی فرزند آقاسید محمد که پدر خود را در سن کوچکی از دست داده بود دروس مقدماتی را نزد عموی خود آیت ا... آقاسید مصطفی و دوره تکمیلی را در شهر دامغان و مشهد مقدس گذراند که در سن جوانی دعوت حق را لبیک گفت . با وفات حجت الاسلام سید مهدی موسوی و آیت ا... سید مصطفی موسوی در سال 1321 شمسی ، فولادمحله به مدت 25 سال فاقد روحانی بود و مردم برای انجام امور شرعی و مراسمهای مذهبی متکی به علمای روستاهای اطراف من جمله تویه درواردامغان  و اراء ساری بودند و مشکلات زیادی راهم در برآوردن احتیاجات مذهبی متحمل می شدند تا اینکه حجت الاسلام و المسلمین سید محمد موسوی فرزند حجت الاسلام سید مهدی موسوی که تحصیلات مقدماتی را در شهر دامغان و تحصیلات تکمیلی را در مشهد مقدس و شهر قم گذرانده بود عهده دار امور شرعیه فولادمحله تا سال 1385 شمسی گردید . در حال حاضر که در دهه آخر سال 80 شمسی قرار داریم حجت السلام سید محمد شعیب موسوی( فرزند حجت السلام سید محمد موسوی( ره ) )و حجت السلام سیدمحمد صادق موسوی و حجت السلام شیخ محمد رضا محبوبی عهده دار امور شرعی و پاسخگوی مسائل دینی و مذهبی مردمان فولادمحله و حومه می باشند .

 

زندگینامه آیت ا...  آقا سید مصطفی موسوی

زندگینامه مروج الاحکام فی الدین و المجتهدین آقاسید محمد موسوی

زندگینامه حجت السلام و المسلمین سید مهدی موسوی

زندگینامه حجت السلام و المسلمین سید رضا موسوی

زندگینامه حجت السلام والمسلمین حاج سید محمد موسوی

 

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در شنبه دوم مرداد 1389 و ساعت 15:45 |

 

   تاریخ تعلیم و تربیت در فولادمحله   ( حوزه - مکتب خانه – مدرسه )

 

          با توجه به نتایج تحقیقات و مطالعات می توان گفت  که در زمانهای بسیار قدیم ، خانواده اولین معلم فرزندان خود بوده و از بدو طفولیت تا زمان بزرگسالی مسئولیت  تربیت فرزندانشان را به عهده داشتند و بیشترمنتقل کننده مهارتهای شغلی خود  به فرزندانشان بودند  و شرایط  برای یادگیری خواندن و نوشتن به جزء برای اندک خانواده ها میسر نبوده است  .

          از زمان زندیه به بعد  باسوادان محل را دو گروه تشکیل می دادند گروه اول کسانی که در حوزه های علمیه ساری ، دامغان ، مشهد ، نجف اشرف و قم  به فراگیری علوم دینی می پرداختند و با بازگشت به محل تولد خود پاسخگویی مسائل دینی و شرعی بودند و گروه دوم کسانی که در مکتب خانه ها به خواندن و نوشتن ابتدایی دست پیدا می کردند و مردم برای حساب کردن ، خواندن ونوشتن اسناد و بنچاقبه آنان رجوع می کردند  .

      روشنترین سابقه تدریس علوم دینی در فولادمحله  به دوران زندیه برمی گردد که توسط شیخ فاضل اداره می شد و بعد از آن هم افراد فرزندان خود را برای یادگیری خواندن و نوشتن  خصوصا روخوانی قرآن به مکتب خانه که توسط یک مکتب دار با هزینه اولیا اداره می شد می فرستادند . این روند تا اوایل حکومت پهلوی ادامه داشت و تربیت شدگان در مکتب خانه ها در انشاء نویسی و خوشنویسی زبانزد بودند که اسناد و نوشته های آنان گواه این مطلب است .

      تدریس دروس علوم دینی بعد از گذشت سالها از سال 1300 تا 1321 شمسی توسط آیت ا... سید مصطفی موسوی که از مدرسین حوزه علمیه نجف ، از شاگردان آیت ا... آقاسید ابوالحسن اصفهانی و هم مباحثه ای  آیت ا... بروجردی و آیت الله کوهستانی بودند شروع شد و طلبه هایی از فولادمحله و حومه من جمله حجت الاسلام سید مهدی موسوی  حجت الاسلام سید رضا موسوی ، حاج میر صالح تیله بنی ، شیخ هادی فولادی و ... از وجودش بهره بردند . بعد از ارتحال آیت ا... آقاسید مصطفی اهالی فولادمحله فرزندان خود را برای یادگیری وروخوانی قرآن نزد سیده عالمه بی بی مرضیه موسوی  دختر آیت ا... آقاسید مصطفی می فرستادند و در طول حدود 20سال شاگردان زیادی درعرصه تعلیم وتربیت  از وجود بی بی مرضیه بهره بردند .    

     مدرسه به روش رسمی و امروزی از اوایل دهه 40 ۱۳شمسی با احداث مدرسه دولتی یغما فولادمحله از طرف آموزش و پرورش شهرستان ساری  شروع که دارای یک مدیر و یک خدمتگزار وچند معلم و کلاسها به صورت مختلط بوده است که در اوایل 6 کلاس و پس از آن 5 کلاس ابتدایی در آن تدریس می شد . از اولین معلمان بومی می توان آقای ذوالفقار یزدی رانام برد که کلاس اول را تدریس می کرد، بقیه معلمان پایه های بالاترغیر بومی بودند که بعدا معلمان بومی هم به آنها اضافه شدند .  دانش آموزان پس از پایان دوره ابتدایی ترک تحصیل می کردند فقط بعضی از خانواده ها که وضعیت مالی مناسبی داشتند فرزندان خود را برای ادامه تحصیل به شهرستان می فرستادند که از موفقیت بسیار خوبی هم برخوردار بودند  . مدرسه راهنمایی در سال 1356 توسط اداره آموزش و پرورش شهرستان ساری در فولادمحله احداث و دانش آموزان می توانستند دوره راهنمایی را در این مدرسه ادامه دهند ولی برای دوره متوسطه باید به شهر مهاجرت می کردند . در بعد از انقلاب دو مدرسه ابتدایی پسرانه و دخترانه ، یک دبیرستان دخترانه توسط سازمان نوسازی مدارس استان سمنان  احداث و مدرسه راهنمایی هم نوسازی گردید . در حال حاضرفولادمحله با داشتن بیش از50 معلم و مدیر در ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش و امکانات و تجهیزات مناسب ، به دلیل مهاجرت بی رویه به شهرها و کاهش جمعیت دانش آموزی ، شاهد مختلط شدن مدارس ابتدایی و تعطیلی بعضی از کلاسهای راهنمایی و دبیرستان می باشد .   

برگرفته از کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله   تالیف سید رضی موسوی فولادی

     

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 و ساعت 12:47 |
جغرافیای فولادمحله

             فولادمحله شمالی ترین روستای استان سمنان در موقعیت جغرافیایی ۳۶ درجه و ۵ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و درموقعیت ۵۳ درجه و ۳۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدا «گرینویچ» قرار گرفته که در میان سلسله رشته کوه البرز محصور به چند کوه از جمله چهار نو،کاشته کله ، مهتاب و گردنه سوته می باشد . مهمترین کوه فولادمحله چهار نو با ارتفاع 2882 متر وارتفاع فولادمحله از سطح دریا های آزاد 1865 متر می باشد . فولادمحله ار لحاظ تقسیمات سیاسی و اداری مرکز دهستان بوده و در 80 کیلومتری مرکز استان قرار گرفته است ،این روستا تا اوایل سال 1360 شمسی در حوزه استحفاظی دودانگه شهرستان ساری و پس از آن در حوزه شهرستان مهدیشهر سمنان قرار گرفته است . فولادمحله از طرف شمال به روستاهای واوسر ، ولویه . اراء شهرستان ساری و از طرف شرق به روستای اگره دامغان و از طرف جنوب به روستای تویه دروار دامغان و از طرف غرب به روستاهای رودبارک و پرور شهرستان مهدیشهر متصل می باشد

محله های فولادمحله : فولادمحله دارای چندین محله به نامهای سیدا مله ،آغوذ داربن ، ترکون کوچه ، گته کله ، النگ دله ، جوله سر ، شاه کله ، دریم قلی ، عماددره ، گلک همنده ،میر باغ ، ولی دار ، استل سر ، حاجی آباد ، شاه بر سر ومسجد کوچه می باشد که در گذشته در هر محل یکی از طواف استقرار داشته است .

آثار های باستانی و تاریخی : قبرستون سر با قدمت ۷۵۰۰ سال  دریم قلی ، قلاع مخروبه عماددره ، امام زاده ابراهیم و امام زاده تاج الدین ، اسپی دار،چی دین ،نوقلی ، گت ده ، میر باغ ، سلطان میدان ، کتر نو

جمعیت : طبق سر شماری سال 1375 روستا بالغ بر دو هزار نفرجمعیت وپانصد خانوار بر آورد گردیده که به دلیل عدم اشتغال برای ساکنین خصوصا جوانان ، بصورت یکی از روستاهای مهاجرفرصت در آمده و به همین دلیل در سال ۱۳۸۵ رشد جمعیت در روستا ثابت بوذه است . درسرشماری سال ۹۰ جمعیت فولادمحله بالغ بر ۳۹۱۰ نفر آماربرداری گردید .

دین و مذهب : مردم روستا تماما شیعه دوازده امامی و متاثر از اعتقادات مذهبی و اسلامی و دارای آیین های ویژه متاثر از فرهنگ مازندرانی در مراسمهای عزا و جشنها و اعیاد می باشند .

 زبان و لهجه : زبان و لهجه مردم فولادمحله مازندرانی و دارای ریشه ، آیین و آداب ورسوم مازندرانی می باشند.

راههای ارتباطی : موقعیت فولادمحله در تلاقی سه راه ارتباطی ساری ، سمنان ، دامغان اهمیت ویژهای پیدا کرده است . در حال حاضر جاده های منتهی به فولادمحله اسفالت می باشد . فاصله فولادمحله تا ساری 110 کیلومتر ، تاسمنان 80 کیلومتر ، تا دامغان 8۲ کیلومتر می باشد .

اوضاع طبیعی : اقلیم : فولادمحله با توجه به عوامل موثر بر اقلیم آب و هوا مانند شرایط توپو گرافی جریانهای توده های هوایی ، دارای هوایی فرا سرد کوهستانی در زمستان و نیمه مرطوب در فصول بهار و تابستان است میانگین ریزشهای جوی آن حدود 390 میلی متر در سال است . بادهای محلی که در روستا می وزد به نامهای تورنه باد و باد راجی می باشد که تورنه باد از سمت شمال می وزد و وزش آن درتمام طول سال ادامه دارد و در زمستان باعث کولاکهای شدید و در تابستان باعث مرطوب و خنک شدن هوا می گردد ، باد راجی که این باد از سمت جنوب شرقی در فصل گرم سال می وزد و باعث خشکی هوا و ایجاد خسارت به مزارع و باغات می گردد .

منابع آب : مهمترین منابع آب در دشت فولادمحله جهت مصارف کشاورزی و شرب ، آبهای زیر زمینی است که از طریق چشمه ها ، قنوات و چاهها استحصال می گردد ، تعداد قنوات آمار برداری شده در سطح دشت فولادمحله به 15 رشته می رسد که در حال حاضر بعضی از آنها به دلیل خشکسالی و حفر چاهها خشک شده و بعضی هم مورد بهره برداری قرار می گیرند که مهمترین قنوات عبارتند از : حاجی آباد ،عماددره ، کهریز بابا ، ولیدار سفلی ، ولیدار علیا ، حسین آباد ، نو کاریز ، سیب بن ، گندل آباد ، ابراهیم اباد ، سید آباد ، غنی آباد ،چیررودبار ، علی امیر

مهمترین چشمه ها عبارتند از : گت ده ، عماددره ، زرشک او ، اسبداربن ،رباط - علاءالدین- سیب بن ، ورگ او ، میلو ، چیررودبار ، وااو .

پوشش گیاهی : فولادمحله باداشتن ۱۸۶۰۰ هکتار منابع طبیعی دارای سه نوع پوشش گیاهی است 1- حوزه استپی 2- حوزه جنگلهای سوزنی برگ 3- حوزه کوههای مرتفع . حوزه استپی با بارندگی متوسط 330 میلیمتر مناطق دشت ، تپه ماهور ها و قسمتی از مناطق کوهستانی و نیمه مرتفع را در بر می گیرد و جوامع گیاهی مختلف درمنه زاره ، بالشتکها ، گون زارها ، چمن زارها و درختچه هایی مانند زرشک ، ولیک ، شن آلو وحشی ، کاندس و .... رویش دارند ، همچنین این منطقه محل رویش بسیاری از گیاهان دارویی مانند باریجه و آویشن و سبزیهای صحرایی مانند لولا ، ازلی و سرشی است . حوزه جنگلی با درختان اورس با بارندگی حدود 400 میلی متر که بخشی از مناطق کوهستانی را در بر گرفته که در داخل دره های شمالی درختان پهن برگ هم رویش دارند .

 اوضاع اجتماعی : مهاجرت : فولادمحله به عنوان بزرگترین روستا در منطقه در فاصله سالهای 1345 تا 1375 از جمعیتی در حال تغییرو دگرگونی برخوردار بوده است مطالعات و بررسیها نشان می دهد که علی رغم آن که مهاجرت از این روستا شکل خانوادگی به مازندران و سمنان داشته با این وجود همیشه پذیرای خانوارهایی از سایر روستا ها بوده است . با این حال در طی سالهای گذشته به دلیل بیکاری و خشکسالی مهاجرت خانواده های جوان به سمت و سوی شهرها اغاز گردیده است که ثابت شدن رشد جمعیت را در پی داشته است .

 وضعیت اقتصادی : فعالیتهای اقتصادی در این منطقه به زمین و عوامل طبیعی ارتباط دارد و زمین سر چشمه اقتصادی ان به شمار می رود این وابستگی اساسا در دو شکل بارز کشاورزی و دامداری خود را نشان می دهد . قابل ذکر است که 75 درصد مردم از راه کشاورزی و دامداری به تامین معشیت می پردازند . منابع آب کشاورزی از قنات ها ، چشمه ها و چاههای عمیق و نیمه عمیق تامین می شود که خشکسالی های دهه دوم و سوم پس از انقلاب تاثیر فراوانی در کم شدن میزان ابدهی و حتی خشک شدن بعضی چشمه ها ، قناتهاو چاههاگردیده است . فولادمحله دارای 1681 هکتار اراضی کشاورزی که از این مقدار 800 هکتار آن به صورت آیش می باشد . فولادمحله از مراکز مهم کشت گندم ، سیب زمینی ، چغندر قند و باغات میوه به حساب می آید . یونجه ، علوفه و کاه بعنوان محصولی که در فصل زمستان مورد استفاده دام قرار می گیرد نقش حیاتی در تغذیه دام دارد .

دامداری : سوابق تاریخی فولادمحله نشان می دهد که این روستا از دیر باز از لحاظ اقتصادی به دامداری متکی بوده است و این اتکاه تا زمان حال نیز ادامه دارد . دامداری از مهمترین فعالیت اقتصادی اهالی به شمار می رود . عمده دامهارا گوسفند ، بز ، گاو و گوساله تشکیل می دهند که بیشتر به روش سنتی نگهداری می شوند . مراتع ییلاقی فولادمحله اکثرا در شمال روستا و در کوههای مرتفع واقع شده اند که از مهمترین مراتع ییلاقی می توان به چهار نو" پیاز چال ، منداک چال ، دگا ، عماددره ، کتر نو ، یوسف شاه ، میلو ، سیک ، پشت طول ،وجیر خورجین ،حجیر دشت و گوی چاله نام برد مراتع میان بند یا میان دست که در اطراف روستا واقع شده اند و بیشتر در فصل پاییز و زمستان مورد استفاده دامها قرار می گیرد . دامداران فولادمحله باتولید گوشت قرمز و شیرو لبنیات  بخشی از نیاز شهرستان ساری و سمنان را به این محصولات برآورده می نمایند .  .

پرورش طیور : پرورش طیور به دو صورت سنتی و صنعتی در فولادمحله رواج دارد . در روش سنتی تقریبا اکثر خانوارها به پرورش چند قطعه مرغ و خروس بومی جهت استفاده از تخم مرغ و گوشت و پرورش اردک ، غاز و بوقلمون می پردازند . در روش صنعتی ، پرورش مرغ اختصاص به مرغ گوشتی دارد 8 واحد مرغداری صنعتی با ظرفیت 77 هزار قطعه با جوجه ریزی در سه نوبت سهم بسزایی در تولید گوشت سفید دارند . مرغداری های صنعتی در خارج روستا و در دو طرف جاده اصلی فولادمحله به کیاسر و شهمیرزاد قرار دارند .

ناحیه صنعتی : این ناحیه با مساحت 100000 متر مربع در شرق فولادمحله در فاصله 3 کیلومتری از سوی جهاد سازندگی احداث و کارهای زیر بنایی آن انجام گردیده ولی به دلایل مختلف از قبیل دوری با مراکز شهر ، نبود برق فشار قوی و مناسب ، و عدم برنامه ریزی وتا حدودی کم توجهی بعضی مسوولین عملا فعالیت در آن بسیار محدود بوده است . از سال ۱۳۸۸ با تقویت برق و آسفالت جاده سمنان - ساری - دامغان و سهل شدن دسترسی به بازار مصرف و از طرفی وجود مواد اولیه برای صنایع تبدیلی تقاضا برای سرمایه گذاری افزایش یافته است .

صنایع دستی : از دیر باز مردم روستا به صنایع دستی از قبیل گلیم بافی ، کرباس بافی ، شال بافی . جاجیم بافی و چغا بافی مشغول و تقریبا تمام نیازهای خود را خودشان برآورده می ساختند و در این زمینه خود کفا بوده اند ولی در حال حاضر با توجه به صنعت روز صنایع دستی در این روستا رو به تضعیف می باشد .

اماکن و امکانات خدماتی فولادمحله : امکانات و تسهیلات رفاهی موجود در روستا عبارتند از : مرکز بهداشت درمانی ، خانه بهداشت ، نمایندگی صدا و سیما ی مازندران و سمنان ، مدارس ابتدایی تا دبیرستان و پیش دانشگاهی ، مساجد و تکایا و روحانی مستقر ، اماکن متبرکه ، شبکه بهداشتی اب شرب ، دفتر ICT و پستبانک ، برق سراسری ، مجموعه و زمین ورزشی ، شرکتهای تعاونی از قبیل تولید کشاورزی ، تولید دامی ، تعاونی مصرف ، بهزیستی ، جایگاه توزیع گاز مایع ، جایگاه توزیع نفت سفید و نفت گاز ، جهاد دهستان ، اداره پست ، پایگاه مقاومت بسیج ، پاسگاه نیروی انتظامی ، کتابخانه عمومی ، مخابرات ، دفتر شورای تسلامی ، دفتر دهیاری ، دفتر شورای حل اختلاف

[ خلاصه ای از کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله [بخش جغرافیا] تالیف سید رضی موسوی فولادی  ]

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در شنبه دوازدهم تیر 1389 و ساعت 19:46 |

تاریخ فولادمحله :

        فولادمحله در روزگاران باستان بخشی از ایالت پارت به شمار می رفت در دوران هخامنشیان تحت سیطره و نفوذ شاهان هخامنشی قرار داشته و حکمرانانی از سوی شاهان هخامنشی بر این ناحیه حکومت می کردند . در دوران ساسانیان خاندان فیروز اول و کاووس تا دوران اسلامی بر این ناحیه حکومت کردند در زمان دوران اسلامی باو (نوه کاووس)بنیانگذار حکومتی به نام آل باوندیان شدو جبال هزار جریب فولادمحله را محل اقامت خود برگزید این خاندان که به اسپهبدان طبرستان مشهور بودند در زمان خود فولادمحله را در شمار سرزمین طبرستان شناختند در زمان انوشیروان این سرزمین به کاون (قارن) واگذار شد این خاندان به قارن وند مشهور بودند و تا سال 225 هجری قمری بر این ناحیه و بخش بزرگی از طبرستان حکمرانی کردند که مشهور ترین این خاندان مازیار بود فولادمحله در واقع حصار محکم قارنیان بوده که آل قارن ذخیره ها و خزینه ها در این محل داشته اند . در طی دوران اسلامی فولادمحله زیر نفوذ حاکمان مازندران بوده و به آنان مردان جنگجو و خراج پرداخت می کردند و همواره این حاکمیت تا پایان حکومت پهلوی به صورت نفوذ رئیس و کد خداادامه داشته است . دربعد از انقلاب اسلامی (سال ۱۳۶۰) با جدانمودن فولادمحله و بسیاری از روستاهای اطراف از دودانگه ساری و الحاق آن به سمنان مرزهای سیاسی تغییر یافته و فولادمحله به عنوان مرکز دهستان روستاهای جداشده از ساری بادراختیارداشتن بیش از ۵۰ درصد وسعت شهرستان مهدیشهروشهمیرزاد تحت قیومت نظام جمهوری اسلامی در استان سمنان قرار گرفت .

محل استقرار قبلی مردمان فولادمحله در کوههای اطراف فولادمحله که گذشتگان آن را 70 ده قلمداد می کردند بوده است که در زمان سلطنت کریم خان زند توسط عالم معروف منطقه فولادمحله و بخشی از مازندران به نام شیخ فاضل که به دستور کریم خان زند این منطقه در قبول او بوده است به تپه ای که در حال حاضر در داخل فولادمحله کنونی قرار دارد اسکان داده شد و این کار برای رهایی از ظلم و تهدید همسایگان شمالی خصوصا ترکمنها و یاغی ها صورت گرفته بود از جمله تدابیری که شیخ فاضل برای محافظت از جان و مال افراد اندیشیده بود کندن خندق و حصار کشی دور تپه ودر نظر گرفتن دو دروازه و دو پل ارتباطی برای ورود و خروج افراد از قلعه بوده است همچنین شیخ فاضل بنای مسجد ،مکتب خانه و حمام خزانه ای را هم تدارک دیده بود که به دلیل نوسازی مسجد و احداث حمام بهداشتی در همان نقطه ، اثری از آن بناها نیست .قدمت فولادمحله بر اساس کاوش ها و بررسی های انجام شده در قبرستان سر به ۵۵00 سال قبل از میلاد بر می گردد.

 صنیع الدوله در سفر نامه خود معروف به مطلع الشمس در عبور از این منطقه می نویسید :« ... از تنگه پرور گذشته چمن رسم رودبار است در کمال سر سبزی وخرمی در انتهای این چمن دو راه است یکی در طرف جنوب شرقی که از آهوان به سمنان می رود ،دیگری در سمت مشرق که راه فولادمحله است در میان راه رسم رودبار - فولادحله آب سرد دیده می شود ودر کوههای طرفین راه اشجار جنگلی بسیار است .قریه فولادمحله که از قرای دودانگه مازندران است در ابتدای جلگه واقع شده که موسوم به سلطان میدان است . آبادی در بالای تپه واقع و تقریبا 300 خانوار است یک باب حمام و دو مسجد دارد پیش از این آبادی در تنگه که در طرف غربی جلگه است بوده و آثار و ابنیه و قبور کهنه آن ابادی هنوز نمودار است . در فترت زندیه ابادی از تنگه مزبور به این تپه که مصنوعی به نظر می اید نقل کرده اند و حصار و خندقی هم به دور آبادی کشیده و حفرنموده که آثار حصار و خندق در بعضی جاها هنوز باقی است . در این او.ان عالمی که در فولادمحله ساکن می باشد اخوند ملاعلینقی است که از فضلا و علمای فقه و اصول و مرجع امور شرعیه اهالی است . در وجه تسمیه این قریه گویند فولاد نامی از اهالی خراسان قبل از استیلای عرب بر عجم به این ناحیه امده و بنای این قریه را نهاده و چون اهالی مازندران قریه را محله می گویند اینجا را فولادمحله نامیده اند. اما جلگه سلطان میدانی یا سلطان میدان از قریه مذکور  سلطان سنجر سلجوقی در فصل تابستان به این نواحی آمده و این جلگه شکار گاه او بوده ودر آن آهو و گور صید می نموده و لهذا موسوم به سلطان میدانی شده ، چمنی نیز در این جلگه می باشد که ان را نیز سلطان چمنی می نامند و می گویند این چمن مرتع مراکب سلطان سنجر بوده است »

 در فرهنگ دهخدا ، ذیل کلمه فولادمحله به نقل از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 چنین آمده است : «فولادمحله دهی است از بخش دودانگه ساری که دارای 300 تن سکنه است آب آن از 7 رشته قنات و چشمه تهیه و محصول عمده اش غله و لبنیات است و زنان شال ، گلیم و کرباس می بافند.»

در کتاب سازمان جغرافیایی ارتش فرهنگ جغرافیایی استان دوم سال 1329 آمده است :« فولادمحله از هزار جریب و قریه معتبر است که با پانصد خانوار و مرکز تابستانی حکام هزار جریب می باشد »

وجه تسمیه : فولادمحله از دو واژه فولاد و محله ترکیب شده است که براستناد کتاب فرهنگ معین و کتابهای تاریخی ، فولاد یا به عبارتی اولاد به حاکم و پهلوانی گفته می شد که درقبل از نفوذ اعراب به ایران در منطقه فولادمحله حکمرانی می کرد و نماینده دیو سفید مازندران در این منطقه بوده است فولاد که در شاهنامه از او به اولاد یاد می برد خان هفتم رستم به شمار می رفت که در دست رستم گرفتار شده و به ناچار در صدد نشان دادن جایگاه دیو سفید برای ازادی کیکاووس پادشاه ایران زمین بر می اید و و واژه محله، مالکیت این منطقه را به فولاد می دهد

علما و شهدا : در دورانهای مختلف مردم فولادمحله از برکت علما و نشر احکام و مسائل دینی و تعلیم علوم دینی و قرآنی بی بهره نبودند و در این زمینه با توجه به کلاسهای علوم دینی و قرآنی بسیار غنی بوده اندعلمایی به نامهای حضرات آیت ا... میر صالح موسوی ف ایت ا.. میر حسین موسوی ، آیت ا... سید مصطفی موسوی حجت السلام سید رضا موسوی ، حجت الاسلام سید محمد موسوی، حجت الاسلام سید مرتضی موسوی ، حجت السلام سید رضا موسوی فولادی ، حجت السلام سید مهدی موسوی ، و روحانی مجاهدحضرت حجت السلام والمسلمین سید محمد موسوی از فضلا و علمای فقه و اصول و مرجع امور شرعیه مردم بوده اند که از مهمترین مدرسان می توان آیت ا... سید مصطفی موسوی را نام برد که از شاگردان بنام آیت ا... آقاسید ابوالحسن اصفهانی و هم مباحثه ای ایت ا... بروجردی و از مدرسان حوزه علمیه نجف اشرف بوده است و در این میان مجاهدت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید محمد موسوی فولادی (رحمه ا.. علیه)که در تبین دین مبین اسلام و آگاه نمودن مردم در جریان پیروزی انقلاب اسلامی تلاشها و زحمات زیادی را متحمل شد قابل ستودن می باشد . در حال حاضر حجت السلام سید محمد شعیب موسوی و سید محمد صادق موسوی وحجت السلام محمد رضا محبوبی پاسخگوی مسائل و مشکلات شرعی واز مبلغان و ناشران علوم دینی در فولادمحله می باشند . فولادمحله در طول 8سال جنگ تحمیلی 265 رزمنده 75 جانباز ،یک ازاده و 20شهید را تقدیم اسلام و انقلاب نموده است که مرقد مطهر این شهیدان در فولادمحله و شهرستان ساری می باشد.

[خلاصه کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله[ بخش تاریخ ] تالیف سید رضی موسوی فولادی ]

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در شنبه دوازدهم تیر 1389 و ساعت 19:45 |

 

  آداب ورسوم فولادمحله

     متفاوت بودن افکار و متغیر بودن زمان و یک شکل نبودن طبیعت باعث به وجود آمدن رفتارهای مختلف و آداب و رسوم متفاوت در بین انسانها و ملل می گردد . مردمان فولادمحله که دارای ریشه و تیره ی طبری می باشند و از طرفی از دیر باز با مردمان مازندران در ارتباط بوده اندعلاوه بر لهجه وزبان،دارای آداب و رسوم مازندرانی می باشند . هر چند شکل و ظاهر و رسومات در جای جای مازندران متفاوت است ولی شاهکله و ستون اصلی این فرهنگ و آداب و رسوم یکی است واز یک جا نشاٌت می گیرد و در واقع متاثر از هم می باشند . که در این جا به چند نمونه از اداب و رسوم مردمان فولادمحله می پردازیم .

شب نشینی : فرهنگ شب نشینی در جای جای ایران رایج می باشد ولی آنچه این رسم را متمایز می کند شکل و چگونگی انجام آن است . در فولادمحله شب نشینی ها که به آن شونیشتن می گویند معمولا در فصل زمستان انجام می گیرد . وقتی آفتاب غروب کرد پس از ادای فریضه ،شام را صرف نموده و بلا فاصله همه ی افراد خانواده برای رفتن به منزل یکی از اقوام آماده می شوند ،در این مجالس انچه بیشتر به چشم می آید بیان سرگذشتها ، درد دلها و نهایتا پیداکردن راهکارها برای زندگی فرداست . در قدیم انچه در شب نشینی ها در مهمانی ها صرف می شد میوه های خشک شده مانند گلابی محلی خشک شده (میوه لتو) زردآلو خشک شده ( شلنک) سمنو خشک شده ، سنجد ،گندم بو داده ، گردو ، کنجد و نان برنجی بوده است این شب نشینی ها در بین مردم حالت رفت و برگشت داشته ،در سالهای اخیر بیشتر با چای و شیرینی و میوه های تازه پذیرایی می شود.در حال حاضر به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعی مانند تلوزیون و کامپیوتر و ... و مشغله کاری زیاد شب نشینی ها حال و هوای خوش قدیم را نداشته و رو به اضمحلال می باشد .

 مراسم عید نوروز : چندین رور قبل از فرا رسیدن عید نوروز عده ای از افراد که بیشتر از روستاهای دیگر می ایند و به اصطلاح محلی به نوروز خوان مشهورند با خواندن شعرهایی در مدح ائمه و سال نو در کوچه و خیابان به راه می افتند و با حضور در منازل مردم فرا رسیدن بهار را نوید می دهند و صاحب خانه هم مقداری وسایل یا پول نقد را به نوروز خوان هدیه می کند. یک هفته مانده به تعطیل سال نو خانمهای خانه شروع به غبار روبی وشستن لوازم خانه می نمایند . و زباله و اشغالهارا در آخرین غروب چهارشنبه سال به اتش می کشند این کار که به آن چهارشنبه سوری می گویند هرکسی در منزل خود ویادر محله خودانجام می دهد . مردم از روی اتش پریده و می گویند : چهارشنبه سوری کامبه پارسال دستوری کامبه یا می گویند : بلبل چهارشنبه تا سال دگر آیم به بر من زردی تنی ته سرخی منی . قبل از تحویل سال خانواده ها شخصی را که در باورشان، قدمش سبک بوده بعنوان مادرومه تعیین می نمایند وقتی سال تحویل شد کسی حق ندارد زودتر از شخصی که به عنوان مادرومه انتخاب شده وارد اتاق یاساختمان شود با ورود شخص مورد نظر (مادرومه) به داخل اتاق که در دستش یک سینی که در آن قرآن ،کاسه اب و سبزه قرار دارد رفت و آمد و دید و بازدید اغاز می شود . صاحبخانه هم وسایلی از قبیل شیرینی ، البسه و مقداری پول به کسی که به عنوان مادرومه در منزلش پا نهاده هدیه می کند . در دید و بازدیدها عروس از مادر شوهر و سایر وابستگان هدیه می گیرد و کودکان نیز از بزرگترهای خانه و فامیل . در قدیم خوردنی هایی که بر سر سفره عید می گذاشتند عبارت بود از نون برنجی ، نون گندم که از شیر و شکر درست می شد و میوه های خشک شده بود ولی در حال حاضر شیرینی ها و تنقلات و میوه های تازه که از بازار تهیه می نمایند . مردم سیزده بدر را در اطراف محل ، در داخل باغها و در دره های اطراف محل سپری می کنند و سبزه ای را که بر سر سفره داشتند در این روز به اب یا پشت بام می اندازند .

چاهوشی : قبل از این که یکی یا عده ای از اهالی به مکه یا کربلا مشرف شوند شخصی در روز قبل از حرکت در میان کوچه هاو خیابان ها با خواندن مدح در وصف امامان معصوم و پیامبر ، اهالی را از رفتن به اماکن زیارتی مطلع می نماید این چاهوشی که در اصطلاح محلی به آن چاشی می گویند در بدرقه زائر و همچنین یک روز مانده به بازگشت و نیز در روز استقبال انجام می گیرد . معمولا زائر پس از بازگشت هدیه ای به کسی که برایش چاهوشی نموده به پاس قدردانی از زحماتش اهدا می نماید . در زمان قدیم علاوه بر مکه و کربلا برای رفتن به مشهد هم چاهوشی می نمودند و با اسب به مسافت ده کیلومتر به استقبال می رفتن ولی در حال حاضر چاهوشی در بدرقه و استقبال فقط در رفتن به کربلا ، مکه و سوریه انهم در داخل محل انجام می گیرد .  معمول است ،اشخاصی که از سفر زیارتی برمی گردند به پاس قدردانی در یک شب همه ی اهالی محل را به مجلس مداحی ، روضه وصرف شام دعوت می نمایند .

مراسم های عزاداری : شیعه بودن مردم و اعتقاد به ائمه اطها باعث شده که در شهادت ائمه مراسمهای عزاداری با شکوهی برپا گردد شروع عزاداری ماه محرم از اول ماه محرم باحرکت دادن دسته جات سینه زنی از تکایا به مسجد جامع در روز و شب انجام می گیرد هرچند در زمان قدیم سینه زنی مهمترین شکل عزاداری بود ولی در حال حاضر زنجیر زنی به همرا طبل ، سنج بیشتر مورد توجه است . داشتن الم در جلوی دسته جات و قربانی نمودن گوسفند در جلوی ان توسط کسانی که نذر دارند انجام می گیرد با شکوه ترین عزاداری در شب و روز عاشورا برپا می شود . در بعد از ظهر روز عاشورا علاوه بر زنجیر زنی و سینه زنی ، صحنه های واقعه ی کربلا با نمایش دادن ذوالجناح ،حارث و دو طفلان مسلم ،کودکان یتیم کربلا ، گهواره علی اصغر و به آتش کشیدن خیمه ها و حرکت دادن اسرای کربلا سوز و گداز مراسم را چندین برابر می کنند . عزاداری در اربعین ، رحلت پیامبر و شهادت امام حسن و امام رضا و شهادت امام علی به صورت زنجیر زنی بین تکایا و مساجد صورت می گیرد . برای 20 شهید و 9 عالم علوم دینی به صورت مجزا یادواره ای از طرف ستاد گرامیداشت شهدا و بزرگداشت علما مراسم باشکوهی گرفته می شود ودر ان روز که تمامی اهالی و بیشتر مسئولین استان و کشور دعوت می شوند یاد و خاطره شهدا و علما گرامی داشته می شود . در ارتحال و درگذشت هر یک از اهالی، هرکسی که در داخل محل باشد در تشیع جنازه شرکت می کند کسانی که در مراسم حضور داشته اند در همان شب در منزل از دست رفته و عموم مردم در روز سوم برای قرائت فاتحه و ختم قران دعوت می شوند قابل ذکر است تمامی اهالی پس از کفن و دفن به نزد بازماندگان آمده و عرض تسلیت می نمایند ، برای درگذشته مراسم چهلم و سال نیز گرفته می شود .

موری : به نوحه های مازندرانی که در مرگ کسی خوانده می شود موری می گویند . به عبارتی موری شامل اشعار خود ساخته که در وصف حیات مرحوم با حالت سوز و گداز خوانده می شود . خواندن موری بیشتر بین خانمها که نسبت فامیلی با صاحب عزا دارند رواج دارد و از زمان فوت تا هفتم در مجلس عزا و برر مزار خوانده می شود .

تعزیه خوانی و نمایشهای محلی : تعزیه خوانی در این روستا قدمت بسیار بالایی دارد . در ماه محرم و صفر که ماه عزاداری است تعزیه خوانان که بیشتر از خراسان و دامغان می ایند چند روزی رادر داخل محل یا تکیه سکنی می گزینند و سرگذشت کاروان امام حسین را به نمایش در می اورند و مردم هم در پایان مراسم مبالغی را به انان می دهند. در روزگاران قدیم به جای پول مردم کالاهایی مانند گندم و ارد می دادند .در شبهای عروسی هم عده از افراد محل نمایشهای محلی را به نمایش می گذارند که این نمایشها داستان ازدواج دو زوج که با پشت سر گذاشتن مراحل سخت قبل از ازدواج همراه هست ،این نمایشها به زبان مازندرانی و بازیگران آن مرد و از قسمتهای پر طرفدار یک مراسم عروسی است .

مراسم های شادی : مراسم عروسی : در زمانهای قدیم بر خلاف حال ،اغلب انتخاب همسر برای یک جوان از سوی خانواده ی وی صورت می گرفت و معمولا بزرگترهای داماد خواسته خود را به بزرگترهای عروس می گفتند اگر جواب مثبت بود وارد مرحله بعد که نشستن چند نفر از فامیلان طرفین برای جواب قطعی می شدند که مرحله اول را( خورد اری ) و مرحله دوم را ( گت اری )می نامند . با قطعی شدن جواب در یک وقت معین خانواده ها مراسم صیغه و عقد را بر پا می نمایند و در وقت دیگر که معمولا یک سال بعد تعیین می گردد مراسم عروسی را بر پا می نمایند در این فاصله مراسم (سفره بری ) از طرف خانواده عروس تدارک داده می شود که پس از صرف شام و شیرینی مدعوین خصوصا خانواده داماد هدایایی را به عروس تقدیم می نمایند تا کمک به حال جهیزه اش گردد . اینگونه مراسمها با اداب و رسوم خاصی بر پا می شود . مثلا چند روزقبل از عروسی تهیه هیزم عروسی ، تهیه نان،اوردن گوسفند ، شستن برنج با حضور فامیلان و رفقا با شادی و سرور و پایکوپی انجام می گیرد . در روز عروسی اماده کردن وسایل موسیقی ، خوش آمدگویی به مهمانان بردن داماد به حمام و پوشیدن لباس دامادی به تن داماد در منزل پدر یا بزرگ قبیله اش ، آوردن عروس وجهیزه عروس به خانه داماد از وظایف ساق دوش (پیشکار) داماد و ساق دوش عروس می باشد . سه روز بعد از عروسی مادر عروس ، داماد و خانواده داماد و عده ای از فامیلان را ناهار دعوت می نماید ومراسم خاتمه می یابد . از دیگر مراسم ها می توان به تولد نوزاد و ختنه سوران اشاره کرد که یک شب فامیلان و همسایه ها دور هم جمع می شوند و جشن می گیرند و پس از پذیرایی هدایایی به صورت پول نقد به نوزاد هدیه می نمایند .مراسم جشن (وچه سری) که ۱۰ روز پس از تولد نوزاد برپا می شود فامیلان و همسایه ها ناهار یا شام در منزل پدر نوزاد دعوت و پس از مراسم هدایایی را به نوزاد تقدیم می نمایند .  

مراسمهای سنتی

مراسم تیرماه سیزده شو

   در شب 13 آبان هر سال عده ای از بچه ها که عمدتا از خانواده فقیر محل بودند کیسه ای برداشته و صورت خود را می پوشاندند و در داخل کوچه ها می خواندند   لال اینه لال اینه     کال کاله بال اینه   این بچه ها که آمدن برف زمستانی را به خانواده ها نوید می دادند درخانه سالکنین را زده و بدون اینکه صحبتی کنند با یک چوب بلند کیسه را داخل خانه می برد  . افراد خانه که از ماجرا باخبرند به رجوع کنندگان مقداری مواد غذایی از جمله میوه لتو ( گلابی خشک شده ) برنج – گندم – حلوا – نون قندی و ... داخل کیسه می گذاشتند بدون اینکه افراد را بشناسنند  . تا چند روز بعد تمامی بچه ورد زبانشان  لال بمو لال بمو     لال لالی مار بمو  تا برده امسال بمو  بود .  تیر ماه سیزده که اصولا شروع برف زمستانی بود مردم به مانند شب یلدا این شب را هم جشن می گرفتند و غذای ویژه و دسرهای محلی استفاده می نمودند . این مراسم از اوایل انقلاب و شاید با وجود برق و روشنایی از بین رفته است .

مراسم هرهره ماه

   در سالهایی که در فصل زمستان برف بسیار زیادی می آمد بچه ها زنگوله ای به چوب مدور ( الزاما نون کر ، که از آن خمیر رابرای پختن نان پهن می کردند )  می بستند و در داخل کوچه ها را می رفتند و با تکان دادن زنگوله می گفتند : هرهره ما  کرک بی کالی بمرده     گو بی کالم بمرده      گوسفند بی چفت بمرده    بامشی کله پشت بمرده      پیرزن وینی پشت بمرده   تا به خواست خداوند بارش برف بند بیاید . عمر این مراسم تا سالهای شروع انقلاب اسلامی بوده است .

مراسم صبح صادق

در شب عاشورای حسینی عزاداران در مسجد محل و پس از آن با درست شدن تکیه حسینی و ابوالفضلی و انصار الحسین در تکایا شب را بیدار بوده و هنگام سحر مشعلی را درست کرده و در کوچه و خیابان حرکت نموده و با نوحه می خواندند  ای صبح صادق وا مشو ( منظور از این ابیات ای کاش صبح نمی شد و حسین (ع) را مظلومانه شهید نمی کردند ) 

مراسم عمرکاشون

  مردم آدمکی را درست کرده که در دست آن تسبیح و ریش بلندی داشته وبر سر الاغ می گذاشتند و درکوچه ها می گرداندند وابیاتی را تکرار می کردند،  سر انجام آن را در میدان روستا که ( النگ دله ) نام داشت آورده و آتش می زدند و حضار برای رفع حاجات  آتش آن را شعله ورتر می ساختند . در اینجا بر اساس حفظ وحدت ادیان از بیان ابیات و جزئیات آن خودداری می نماییم . این مراسم در اوایل انقلاب با مطرح شدن لزوم وحدت بین مسلمانان حذف  گردید .

 

 بازیهای محلی : بازی کردن از نیازهای اساسی روح و جسم و باعث نشاط وبه وجه آمدن فرد و پر کننده اوقات فراغت افراد می باشد که این بازی کردن در کودکان و نوجوانان نمود بیشتری نسبت به بزرگسالان دارد . فصلی بودن کار در روستا باعث می شود که افراد اوقات فراغت بیشتری را در اواخر فصل پاییز و زمستان و اوایل فصل بهار داشته باشند آنچه در گذشته و حال پر کننده اوقات بیکاری می تواند باشد بازی است . از بازیهای محلی که بیشترین رواج را در گذشته بین مردم داشته است بازی تب رو (چوگو) که از قدمت بسیار بالایی برخوردار می باشد . این بازری به وسیله یک توپ و یک چوب بین دو گرو انجام می گیرد و هر گرو سعی دارد که با گرفتن توپ و چوب زمین را به دست گیرد و باچوب و توپ بازی را به سود خود ادامه دهد . از بازیهای محلی دیگری که مردم انجام می دهند عبارت است از : قاب کاه ( کاه =بازی ) شاه وزیر کاه - سه پایه - چوبیلی کاه - چنگل ماست - لال لال کاه - سر بزن علی بائو - کشتی پهلوانی - کر دسته و در میان بچه ها بازیهایی مانند نجات کاه - دزد دزد کاه - میر کا کاه - پول کاه - اغوذ کاه - مرغانه جنگی و در میان خانمها بازی زمزمه جان - لی لی کاه - مهر مهر کاه مرسوم بود . البته در حال حاضر به دلیل بازیهای رسمی مانند فوتبال ، بیس بال و ... بازیهای محلی از رونق چندانی برخوردار نیست گفتنی است بازی بیس بال فولادمحله در دوره های مختلف مقام اول را در استان سمنان و مازندران و مقام دوم را در مسابقات قهرمان کشوری و لیگ دارا می باشد .

شعر های عامیانه : آنچه از سر زبان مردم این دیار بیرون می آیدشعر هایی است حماسی و عاشقانه که معروف است به امیری ، کتولی ، نجما ، طالبا ، بادا بادا و شعرهایی با همین مضامین که بیشتر چوپانان در صحرا و کشاورزان در برزن می خوانند این نوع ترانه ها شکل دهنده موسیقی عروسی ها و مراسم شادی ها هم هست . شعرهای کودکان بیشتر به صورت متل و به زبان مازندرانی خوانده می شود که بی هدف ولی در خود یک پیامی نهفته دارد مثلا : وارش زنده هواٍهواٍ مار گونه موسی کواٍ کش وره کاه کواٍ دوش لم چغا کواٍ یا متل دیگر : بچامه بچامه علی کل خارزامه تیفنگ تش بدامه کوتر ره فر هدامه

نمونه ای از چیستانهای رایج : سر تش ته تش میون گاله رش ( دونه نون / نان برنجی )    هر جا شونه دنبال ره نیشنه ( او / آب )      زرد چکل او چکنه ( سموار / سماور قدیمی )        بالا شونه دازکانده پایین اینه گاز کانده ( تور / تبر )

 نمونه ای از باورهای قدیمی : اگر بچه جارو بزند ، اگر استکان چای ردیف شود ، اگر روی پلک چشم چیزی قرار بگیرد ، اگر زاغ در داخل حیاط منزل بخواندو اگر کف پا خارش کند می گویند به زودی مهمان می آید . اگر هنگام غذا خوردن چیزی در گلو گیر کند و سرفه نماید می گویند به زودی سوغات می خورد -   اگر دو سر انسان ناخود آگاه به هم بخورد اگر دوباره سر خود را به هم نزنند می گویند دعوا می شود      اگر کسی از داخل دیگ غذا بخورد می گویند در عروسی اش باران یا برف می بارد     اگر دور ماه و خورشید هاله بگیرد می گویند بارندگی در راه است .              اگر دور درخت بید پشه زیاد جمع شود می گویند باراندگی در راه است .          اگر دست راست کسی خارش کند می گویند پول به دستش می اید و اگر دست چپ به خارش بیاید می گوند پول از دست می دهد .

نمونه ای از ضرب المثل های رایج :

لوی لاقلی ره گونه تن دیم سیا من دیم اسپی سه پایه گونه صلی علا   ( دیگ به ماهی تابه می گوید صورت من سفید و صورت تو سیاه سه پایه می گوید صلی علا  )        -    مار دل وچه جی دره وچه دل ورگ جی  ( دل مادر به بچه است ولی دل بچه به گرگ )         -         اسیو خاشی چم گردنه تک تکی فقط صدا هسته  ( آسیاب به دور خود می چرخد  صدای اهرم کنار سنگ آسیاب بی فایده است )     - پرسال خشک خیک ره امسال نم ندی   (مشک خشکیده پار سال را امسال خیس نکن )   -       گالش که پیر بوو بونه گوگ وون  (نگهبان گاوها که پیر شود به همرا گوساله ها می رود )         -    او خانه بخوری سر چشمه سرجی بخور  ( آب می خواهی بخوری از سرچشمه بخور )     -        خمیر که شل بوو لاک هم او پس دینه   (خمیر شل شود از بد شانسی تشت چوبی که خمیر در آن است آب پس می دهد )    - اسب ره هدا خر بیته از خوشحالی پر بیته     ( اسب را با خر عوض کرد تازه ازخوشحالی پرواز کرد )    -  وقت کار حسن برار وقت مزد حسن دزد  ( وقتی به حسن نیازمندی حسن برادر است و وقت مزد دادن حسن ذزد است ؟)          -    وچه ره ملا هاکردمه شی جان بلا هاکردمه  ( بچه را باسواد کردم حالا بلای جان من شد )        -   زن خانه بیری وینی مار ره هارش اسب خانه بیری وینی یال ره هارش  ( می خواهی اسب بگیری به یالش توجه کن و می خواهی زن بگیر ی به مادرش )      -       شو سیاه گو سیاه    ( شب سیاه گاو هم سیاه )      -      کاره ماره جی کته بیه  ( بچه از مادرش بزرگتر شد )    -    کارگر وه کار وارنه ، خوشکل کیجاوه یار ( برای کارگر کار فراوان می بارد و برای دختر زیبا خواستگار زیاد )

 [ خلاصه کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله[ آداب و رسوم ]  تالیف سید رضی موسوی فولادی ]

  

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در شنبه دوازدهم تیر 1389 و ساعت 19:40 |
        

     لغات و کلماتی که در گذشته بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و در حال حاضر در محاورات امروزی با تاثیر پذیری از زبان فارسی کمتر مورد استفاده قرار می گیرد .

 

محاوره در گذشته

محاورات امروزی

معنی فارسی

بوریته                 burite

فرار هاکرده

فرار کرد

دگارد                  degard

دم بدی

بنداز

بدریه                 badriye

پاره هاکرده

پاره کرد

بجی                      boje

در بیار

لباست رابیرون بیار

وسینه                 vesene

پاره بونه

پاره می شود

این گادر               ingader

این موقع

در این موقع

گل                         gal

موش

موش

بپاته                      bepate

پارپاره بیه

پاره پاره شد

آسنی                       asni

داستان

داستان

رش                      rash

تیل او

آب گل آلود

سرونه                 serone

سرصدا کانده

سرو صدا می کنه

بنه نسو             benenaso

کین نکش

روی زمین نکش

پت او                    pato

گرم او

آب گرم

کچه                     kache

قاشق

قاشق

کلک                     kalek

بلندی

جای بلند

اتل                           otol

ماشین

ماشین

پست                      post

سرویس

سرویس ( ماشین )

قرطه                    gharte

اشغال

اشغال

حب                        hab

قرص

قرص

کاکری – کا                ka

بازی

بازی

جیر                        jeer

ته

پایین

یک سیب                   sib

یک ذره

یک ذره

وازق                   vazegh

باطلاق

باطلاق

بروشته              baroshte

بزو

زد

کورنی               kovernee

چه کار خانه هاکنی

برای چه کاری

 بپپی                    bappee

مواظب باش

مواظب خودت باش

دشن                    dashen

دکن

بریز

حیزه کانده        hizekande

گلی دم ماسنه

تو گلوت گیر می کنه

هدی بزن          hedibazen

هم بزن

بهم بزن

هاخیشته           haghishte

غیز بئیته

سر خورد

کئو                        kaoo

آبی

آبی

گوشک              ghushek

قارچ

قارچ

بشی                      boshi

واز هاکن

باز کن

رش کشنه                      

حرکت کانده

حرکت میکنه

پنتا                        penta

سرشور

سرریز

تشر                    tasher

هیگ

غیظ

دل                           dol

گرم

گرم

پشو                     pesho

بهم

بهم

بچکلیه             bachkeliye

وین جه حرف بکشیه-شادهاکرده

پرس و جو کرد -       پاک کردن پشم

هوشنیه              hoshniye

بشندیه

ریخت

نال                          nal

تخت

تخت ( بلندی )

لاک                       lak

طشت

طشت

تخص                   tokhs

تقسیم

تقسیم

آئینده                    ainde

سال دیگه

سال دیگر

بته                          bote

بکندیه

لباس را در آورد

دیم                          dim

صورت

صورت

پیش هایی            pishhaii

در ره دوند

در را ببند

انگس کشنه       angeskashene

بهانه گیرنه

بچه بهانه می گیرد

تپخ                      tapokh

پوکه

با گیر کردن پا به زمین افتادن

یشمه                  yashme

آجیل

آجیل

اسکوره                eskure

پیاله

پیاله

اسری                      asri

چشم او

آب چشم

چنگل                   changel

چغوندر

چغندر

تجنه                      tajene

خلی زحمت کشنه

خیلی زحمت می کشه

ونگ هادی        vang hade

صدا هاکن

صداش کن

دست او – کنار او       dasto

دستشویی

دستشویی – توالت

چاچ                       chach

سقف

سقف

بال                            bal

دست

دست

  

بت                           bot

چکمه

چکمه

خار – خاجیر           khajir

خوبش

خوب

قاری                    gharie

گانده

گنده

بمسون              bemson

تربیت هاکن

تربیت کن

چاشت                chasht

عصرونه

عصرانه

قیلون ناهار      ghaylon nahar

صبونه

صبحانه

بلارمه               belarme

دوربگردم

دورت بگردم

بچامه                     

یخ بزومه 

یخ زدم

آجیش                    ajish

تب و لرز

تب و لرز

چکّه – کچّه         chakke

دست

دست زدن

دله کاب                        

لنگ چک

پاچک 

خنابدون       khonabedon

ممنون

ممنون

 هولوله - هپل هپل

 عجله

 عجله

 بکتونیه - کودهایته

 بزو - بروشته

 به شدت زد

 لاقلی                 laghli

 مای تابه

 مای تابه

 کری                   kare 

 توک

 تکیه

 خلی توم

 خلی وقت

 وقت زیاد

 زرنجه

 ضجه

 ضجه

 ارقج                 arghej

 نخوش

 بد

سوسخال

 

خلال

لشت عرق

 

خیس عرق

رخ هاده     rekh

 

قلت بده

قالقه

 

 

ماله – مازه

 

 

اگر    agher

وابسته

وابسته

کترا

 

 

یک بررش  

یک دفه

یک دفعه

نالاجی

یواش

یواش

یک نیشت

 

بدون وقفه

سیلیب بیارده

فشار بیارده

فشار آورد

تش هنگ ندارنه

تش جان ندارنه

آتش بی جان است

سقندی

 

 

 تش هدا tosh

 بزو

 زد

 شمال هدا

 بزو

 زد

 پی تک

 گردن

 گردن

 بفره

 ابرو

 ابرو

 هاویتن

 غلوال بزن

 غربال زدن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                  

برگرفته از کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله   تالیف سید رضی موسوی فولادی
 
+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در جمعه هفتم خرداد 1389 و ساعت 23:47 |
 

اصطلاحات محلی و قدیمی

 

سیاه ماه  =     اصطلاح قدیمی است که اواسط تابستان را گویند ومرگ و میر به دلیل شرایط بهداشتی و غذایی زیاد بود .

شوم خار =      بردن غذا از منزل خود به منزل عزادار و صرف آن در آن منزل که خیلی سالهای پیش مرسوم بود .  

مادرومه  =     اولین کسی که با تحویل سال نو وارد خانه می شود این فرد معمولا خوش یمن می باشد  

خازندی  khazendi   =     کسانی که برای گرفتن بله از خانواده عروس به منزل آن میروند     

ساغری =       در گذشته ها به نوعی از کفش زنانه می گفتند

چمشک   chameshk =     در گذشته ها به نوعی از کفش مردانه می گفتند

 لته   late =      جدا شدن گوسفندان  از گله

پاتو ، پاپیچ ، لنگ دله =    شالی پشمی که در زمستان به پا می بستند

چغا پشلوار =      کد و شلوار پشمی

کشتا ک =       نون تنوری خیلی کوچک برای بچه ها  

قتلمه   ghatelme  =     نانی که در داخل روغن پخته شود

کرکوپا =     خوشه های گندم جمع آوری شده دریکجا

کروج =       محل جمع آوری خوشه های گندم که دور آن برای محافظت به ارتفاع 1 الی 2 متر دیوار شده باشد

آجم =      گذرگاه آب کرت های زمین کشاورزی

کارکه – کاریک  =     گذر گاه مسیرآب کشاورزی که زیر دیوار واقع شده باشد

واسو =       گون بزرگ خشک شده که بر روی نورگیر سقف آغل گوسفندان می گذاشتند  

لوجم =      نور گیر سقف انبار ها و خانه های قدیمی

نپّار =      مکان تقریبا بلندی که با چوب درست می کنند برای قرار دادن علوفه

دوآله =     بدنه درخت «خصوصا درخت ارس » که به عنوان ستون در بناها و نپار استفاده می شد   

کارد – چپّون =       کسی که نگهداری گوسفندان مردم را در مراتع و جنگل  به عهده دارد

گالش =      کسی که نگهداری گاوهای مردم را در مراتع و جنگل به عهده داشت

آرون =     محل اسکان گوسفندان در تابستان در داخل کوهها که فاقد سر پناست  

چفت =     محل نگهداری گوسفندان در فصل زمستان و اوایل بهار که دارای سرپناه است

شوچر =    چراندن گوسفندان در نیمه های شب  

خا لک =    بره بسیار ضعیف

توقلی=     بره  2 ساله

شیشک =   بره  2 ساله و نیم 

دبر deber   =    کل ( بز نر) چندین ساله

کولار =    بزغاله  2 ساله

چبش chabesh =  بزغاله 2 ساله و نیم

ورزا   verza =     گاو نر چند ساله

جنکا jonka   =     گاو نر یک ساله

منگو =      گاو ما ده شیرده 

تلم  talem  =      گاو ماده یک ساله

لوش =      مانع ای مشبک  که به وسیله چوب درست نموده و درورودی باغ ها نصب می نمایند  

کا سون =   مقدار گندمی  که به حاضرین در خرمن به عنوان انعام می دادند

تیم =     بذر گندم و غلات برای کاشت

کیله =    کاسه ای که 3 کیلوگندم در آن جا گرفته و برای اندازه گیری وزن از آن استفاده می نمودند

خراس =     آسیاب دستی که از جنس سنگ بوده است

طلم  telem  =     پوست گاو دباغی شده یا  استوانه ی چوبی  که شیر را در داخل آن ریخته و با فرآوری شیر از آن کره می گیرند

خبیث – یک من  - یک کیله  =     هزار مترمربع زمین

جریب =      ده هزار مترمربع زمین  

کا تلن   catlon =       دستگاه ساده نخ ریسی مخصوص مردان  که به وسیله آن پشم را تبدیل به نخ می نمودند

چل   chal =       دستگاه نخ ریسی مخصوص زنان که به وسیله آن پشم را تبدیل به نخ می نمودند

کرگاه   cerga  =      دستگاه بافندگی که به وسیله آن گلیم ، جاجیم ، کرباس و پارچه می بافتند

خرزین =     سکوی کوچک که در ورودی اتاق بنا می کردند و ظرف آب و غذا راروی آن می گذاشتند

لیفا =      وسیله ای که دارای یک دسته وسه شاخ چوبی در جلوی آن بوده و برای باد دادن کاه و جدا کردن گندم مورد استفاده قرار می دادند

چکه سما =      رخص محلی زنان همرا با دست زدن

کا لی =      آشیانه پرندگان و لانه مرغ و خروس

سرکا تی =      پارچه ای که چندین بار تا می خورد و زنان آنرا بر سر خود گذاشته و وسایلی از قبیل بادیه آب ، هیزم و ... را روی آن قرار می دادند. 

غریب خاک =       مکانی در جنوب شرقی فولادمحله که محل دفن افراد غریبه به صورت مجزا بوده است

اوفتاب شونه مار =      غروب کردن افتاب

حمّوم =      پوست دباغی شده که در آن آرد و گندم می ریختند

شیردون =      پارچ مسی که در آن شیر و آب می ریختند

جوله =      پارچ چوبی که در آن شیر و آب می ریختند

پی شوم =     دسر بعد از شام

عشیر ashir =     دادن طعام در نیمه شب عاشورا بعد از اتمام عزاداری  (  قبل از مراسم صبح صادق )  افرادی که هرکدام چندین نفر را به منزل میبردند و طعام می دادند

ازال =      وسیله شخم زمین که در گذشته با گاو شخم می کردند که ازقسمتهایی بانام لت – ازال آهن – کمونه – ازال تیر – بزپی – ازال دسته – جفت اون چو  و  کچب تشکیل می شد .

چلکه  chelke   =      مجزا شده از کلیات ( جزء)

الم شنگه =      سرو صدا به پا کردن  

کلی مار =       قفلهای چوبی که برای قفل کردن درب استفاده می شد و از دوقسمت کلی و کلیمار بوده است کلی جای کلید و کلیمار جای قفل مورد استفاده قرار می گرفت  

درکندا =      چهار چوب درب

 کر  koer  =     یعنی لولای چوبی که درب را در محور خود می چرخاند .

اگره  egre   =       نوعی آش که با آرد درست می شد .

رغون چنگلی =       روغن دمبه که در آن نون می ریختند و می خوردند

قارمه =       گوشت پخته شده که در داخل پوست گوسفند نگهداری و به مرور زمان مصرف می شد

خدنگ   khodang   =        وسیله ای بود چوبی برای کشیدن آب از چاه

لائنج =       به مظهر قنات ( جایی که آب از قنات بیرون می آید ) می گویند

تیلک =       مزرعه گندمی که تازه سبز شده باشد

اشتلم   eshtelem  =       هلهله زنان در عروسی

دشتی بون =       کسی که مسئولیت حفظ و نگهداری مزارع یک منطقه را به عهده دارد

شوپی =       گردش در مزارع هنگام شب برای جلوگیری از تخریب مزارع توسط خوک

بندوسته =    مالیدن گل سفید به دیوارهای اتاقها برای سفید شدن دیوار

چال سنگ =   چال ۱۵ سانتی به قطر ۱۵ سانت درداخل سنگ رسی ایجاد کرده و برنج و گندم داخل آن ریخته و با زدن ضربه به داخل چال مواد داخل آن را آرد می کردند

پتخال =    خاکستر همرا با زغال آتش گرفته

خم =    یا خمره که در داخل اتاقهای بسیار قدیمی با گل و آهگ و ساروج با ارتفاع یک متر درست می کردند و آرد یا گندم را داخل آن می ریختند و با منفذی که در زیر آن بود آرد یا گندم را برای استفاده   از آن خارج می کردند .

کترا  =  ملاغه چوبی دسته بلند که برای هم زدن سمنو و آرشه استفاده می نمایند

لاک و لاک رن  =  لاک طشت چوبی که بیشتر در آن خمیر می کردند و لاک رن  وسیله فلزی با دسته چوبی که خمیر چسبیده به لاک را به وسیله آن جدا می کردند   

شی =    باران نرم    -    قهوه ای کمرنگ  

کلا = کوزه ای که در داخل آن آب یا ترشی یا مواد غذایی دیگرمی ریختند و معمولا دارای لعاب بود

کله = جوب آب   - اجاق درست شده با سنگ و گل که وسایل پخت غذا را روی آن گذاشته و زیر آن آتش می نمودند  

حلم او =  آب برنج  آبکش شده

لی = تونلی که در دل کوهها برای نگهداری دامها با دست حفرمی کردند مانند " کل ارس "  لی

قراچه = ظرف مسی در پوش دار که درآن لبنیات می ریختند

گارماست = مخلوط شیر و ماست داخل مشک که بیشتر چوپانان استفاده می نمودند

بن در = محل ورود و خروج گوسفندان از  آغل 

کرو = محل نگهداری بره های تازه زاییده در داخل آغل

شوروا = نوعی آش که برای بیمار می پختند ( سوپ)

سزمه = دوغ به جوش آمده  

گوال : کیسه ی ای بزرگ که از موی بز بافته می شد و سزمه را برای تبدیل به کشک داخل آن می ریزند

سه جو =  آب سزمه که از گوال خارج می شود و قره قروت را از آن درست می کنند

ونده = توری که با موی بز بافته می شود و کاه را برای حمل به کاهدان در آن می ریزند .

بندوسته = داخل اتاقها را با گل سفید مالیده

گردیه = غبارروبی 

 

 

 

برگرفته از کتاب در دست تالیف سیمای فولادمحله   تالیف سید رضی موسوی فولادی

 

+ نوشته شده توسط سید رضی موسوی فولادی در شنبه هشتم اسفند 1388 و ساعت 17:29 |


Powered By
BLOGFA.COM